
گلایه نامه غریب نام فیلم داستانی جدیدی است که در روز جمعه ۱۵/۴/۱۳۸۶ در امام زاده ای در روستای گیفان از توابع بجنورد به تهیه کنندگی سید مصطفی مرتضوی و کار گردانی حسن عابدی کلید خورد . من در این پروژه افتخار داشتم تا در کنار گروه تولید به عنوان مشاور کارگردان و در آینده نیز در مقام تدوین گر حضور داشته باشم.
پروژه سنگین و از لحاظ کاری مشکلی بود که به یاری خدا در عرض ۵ روز توانستیم تصویر برداری کار را انجام بدیم . اوایل که به فیلمنامه نگاه میکردم فکر نمی کردم که در اجرا و مراحل تصویر برداری با این همه مشکل روبرو بشیم ولی لوکیشنی که انتخاب کرده بودیم و حجم کار در شب و نبودن برق درآن منطقه کلی برای ما باعث زحمت شد تا آنجا که مجبور شدیم بعضی از صحنه های شب را در روز تصویر بگیریم در هر صورت تصویر برداری تموم شد و کلی خاطرات خوب وجالب برامون به یادگار گذاشت . گروه خوبی داشتیم . کلی خوش گذشت و تجربه بسیار خوبی بود . بچه های گروه تا اونجا که تونستن مایه گذاشتن و انصافا هم تا اینجای کار به مدد تجربه و مهارت دوست خوبم داوود کرمی در مقام مدیر تصویر برداری و حامد ظریفیان پلانهای خوش رنگ و بسیار زیبائی رو تونستیم ثبت کنیم . از لحاظ صدا هم کم و کسری نداشتیم از صدابرداری بسیار ماهرانه و حرفه ای امیر بیاتی که بگذریم باید از اخلاق حرفه ای و طنازی امیر بگم که به همراه پیر گروه آقای منوچهر بهروج ( عمو منوچ ) بمب خنده گروه بودند و کلی انرژی مثبت به گروه تزریق میکردند.

و اما آقای منوچهر بهروج : بازیگرپیشکسوت تلویزیون . سینما و صد البته تئاتر کشور که سالهاست در این زمینه فعالیت حرفه ای دارد و در این کار به دعوت حسن جواب مثبت داد و ما افتخار داشتیم تا در کنار این عزیز فیلم رو تصویر برداری کنیم . از طنازی و شوخ طبعی و مهارت در بازیگری این عزیز نیز هر چه بگم کم گفتم . عمو منوچ در طول کار کاری کرد که فکر کنم تا آخر عمر بچه های گروه حضورش را در فیلم فراموش نمی کنند. ( منوچ .....تمام .)

خلاصه روزهای شیرینی را در طول این چند روز تجربه کردیم که جای همگی شما خالی و حالامن ماندم با ماحصل تلاش چند روزه و بسیار مشکل گروه تولید این فیلم کوتاه داستانی برای تدوین که امیدوارم بتونم از عهده کار بر بیام .
ولی تلخ ترین اتفاق امروز برام رخ داد . از پشت صحنه ، صحنه و از همه مهمتر مناظر واتفاقات پیش امده این پروژه کلی عکس تهیه کرده بودم ( حدود 350 فریم ) ولی متاسفانه امروز که داشتم از کارت ذخیره به کامپیوتر منتقل میکردم با هنگ کردن کامپیوتر حدود 280 عکس پرید و پاک شد . بد جوری ضد حال خوردم . در بین عکسها عکسهای خوبی داشتم که می خواستم در وبلاگ بزارم . حیف شد . کلی خورد تو ذوقم .حالا موندم جواب بچه ها رو چی بدم .
و اما نتیجه گیری اخلاقی و یک نصیحت :
اشتباه من در این بود که تمام عکسها رو از کارت حافظه دوربین پاک کردم که با هنگ کردن کامپیوتر تمامی فایلهائی که منتقل نشده بود پاک شد . از این به بعد قول میدم که به جای عمل شنیع paste / cut همون paste / copy رو انجام بدم که حداقل فایلهام در کارت حافظه دوربین بمونه . اینو نوشتم که شما دیگه اشتباه منو تکرار نکنین . فعلا که علی مونده و حوضش . ولی خدائیش عکسها حیف شد .چند تا از عکسها فوق العاده شده بود . حیف ....