دیشب به اتفاق خانواده میهمان گروه تئاتر میلاد خانه فرهنگ شهرداری بجنورد با اجراو اختتامیه نمایش " سلطان و سیاه "نوشته استاد بزرگوارعلی نصیریان و به کارگردانی دوست و برادر عزیزم جمشید خان داور پناه بودیم .

بعد از مدتی دوری از صحنه های نمایش و در این برهوت هنری که در شهرمان فراگیر شده دیدن یک نمایش سنتی آن هم از نوع " تخته حوضی مدرن .. ! " و یا همان سیاه بازی آدابته شده ! بسیار مایه شادمانی برای من و خانواده ام بود . نمایش سلطان و سیاه را در تالار سنگلج تهران به کارگردانی استاد نصیریان و بازیگری دوست عزیزم مجید فروغی در نقش سلطان و هنرنمائی چشمگیر مجید افشار در نقش سیاه چند سال پیش دیده بودم و بقدری این نمایش در من اثر گذار بود که فیلم آن نمایش را نیز از مرکز هنرهای نمایشی در تهران تهیه کردم و بارها در منزل به اتفاق دوستان و آشنایان دیده و از ان لذت برده ام .

اجرای نسبتا خوب و منسجم گروه تئاتر میلاد بجنورد و بازی روان هنرمندان پیش کسوت و خاک خورده شهرمان مخصوصا بازی راحت و مناسب و متفاوت دوستان عزیزم بهزاد عزیزی در نقش " زن پوش " و حسن فدائی در نقش " مرشد " و همینطور بازیهای روان علی فرحی در نقش " سلطان" بهمن توکل وهمچنین جمشید داور پناه نشان از عزم و اراده و همچنین شناخت این عزیزان در ارتباط با نقشهای محوله می داد که غیر از این نیز نمی توان از پیشکسوتان هنرهای نمایشی استان انتظار داشت . نکته دیگر که قابل به عرض است در کم کاری جوانان و دیگر گرو های نمایشی شهر این حرکت گروه نمایشی میلاد بجنورد یک نکته را بار دیگر به اثبات می رساند که دود از کنده بلند می شود ولا غیر مگر این که عملی عکس آن را ثابت کند که فعلا اثبات کننده ای را نمی شناسیم.

من در این مطلب قصد نقد وبررسی و یا مقایسه اجرای خوب گروه تئاتر میلاد بجنورد را با اصل کار ندارم .که با تمام ضعفها و کاستیهای فنی و تکنیکی که در این نمایش رو برو بودیم تلاش هنرمند گرامی شهرمان اقای داور پناه و گروه خوب و پیشکسوت تئاتر میلاد خود جای تشکر و قدر دانی بسیار دارد از طرف جامعه به رخوت رفته هنری بجنورد .
استاد علی نصیریان در این نمایش با تلفیق چند گونه نمایشی سنتی ایرانی ( پرده خوانی - نقالی - سیاه بازی - لال بازی و... ) اثری به یاد ماندنی را برای ما به یادگار گذاشته اند که بسیار به جا و درست در قالب یک نمایش قاب صحنه ای و کلاسیک جان گرفته است و این نشان از سالها تحقیق - بررسی - اجرا و شناخت کافی استاد از گونه های نمایشی تخته حوضی و سنتی ما در ایران بزرگ را دارد که این شناخت را می توان در آثار قبلی استاد نیز مشاهده نمود مثل : بنگاه تئاترال - سیاه و..

با در نظر گرفتن تاریخچه این گونه آثار در طول تاریخ ( مخصوصا نمایشهای سیاه بازی ) که همیشه در شرایط مختلف اجتماعی - اقتصادی و سیاسی جامعه نقشی اساسی و اثر گذاری را در نشان دادن معضلات و کم و کاستی های جامعه با زبان تند وگاهی هم نیش دار طنز و فکاهی به افکار عمومی منتقل می کرد استاد نصیریان نیز با استفاده از همین زبان در شرایط کنونی و با بهره گرفتن از چند گونه نمایشی سنتی ایرانی مشکلات و معضلات بسیاری را در این متن بیان کرده که شاخص ترینش ودر حقیقت محوراین انتقادات حدیث نفس خود ایشان و همچنین دردو دل و مشکلات هنرمندان تئاتر و نمایش کشور است که در این نمایش به زیبائی هر چه تمام تر و با زبانی شیوا و شیرین و در لحظاتی نیز بسیار تلخ و تند به آن پرداخت شده .
.در این میان مطلبی را که می خواهم به عرض برسانم انتخاب این متن نمایشی از طرف آقای داور پناه بود که بسیار زیرکانه و به جا در شرایط کنونی استان حرف دل بچه های نمایش بجنورد را در قالب یک اثر نمایشی بیان می کرد که امیدوارم پیام این نمایش به کسانی که باید رسیده باشد.
کیفیت نا مناسب عکسها را ببخشید که اینبار نیز این عکسها با موبایل ودر شرایط نامناسب نوری گرفته شده . البته زحمت گرفتن عکسها بر دوش دوست و برادر بزرگوارم مرشد ابوالفضل مجیدی بود که به زودی در باره این بزرگوار نیز مطلبی خواهم نوشت .
و در انتها نیز خسته نباشیدی جانانه و دست مریزادی تقدیم به تمامی بر و بچه های خوب گروه تئاتر میلاد بجنورد.